به گزارش سرویس بین‌الملل پایگاه صهیون‌پژوهی جاثیه، دنیای سیاست، زمین تجربه‌هاست، دنیایی که یک مرد با تمام تلاشش سعی دارد تا بر عرشه کشتی خود، ایستاده بر آرمان سرود آرامش سر دهد و دیگر ولایات را پر از خطر، نابودی و شرارت بخواند و خواسته‌اش نابود کردن همه جا به قیمت آرامش یک جا باشد.
کمتر کسی تصور می‌کرد که روزی برسد تا نتانیاهو جلوی دوربین قرار بگیرد و با نوشیدن جرعه‌ای آب، روان مردم ایران را درگیر مسئله‌ای مهم کند. چند دقیقه در مقابل دوربین نشست و ایرانیان را دوست خود معرفی کرد و در نهایت خواست تا آخرین تکنولوژی‌ها در عرصه آب مورد نیاز مردم را به رخ سیاستمداران بکشد.

اختلاف در منطقه ما سال‌هاست که دیگر اتفاق تازه‌ای نیست، مردم غرب آسیا مدت‌های زیادی در آرامش زندگی می‌کردند. بزرگترین تمدن‌ها از سومر تا بابل و بین‌النهرین از طرفی و میعادگاه انبیاء عظام از طرف دیگر، همه و همه زیر سایه آرامش منطقه اداره می‌شد تا اینکه برای بار دوم طبق پیش بینی قرآن، یهود به سرزمین انبیا قدم نهاد و همه جا را به فساد و تباهی کشاند.
از دورانی که رژیم صهیونیستی قدم به منطقه نهاد، بیش از هفتاد سال است که در کمتر جایی پیدا می‌شود که جنگ و درگیری را نیاورده باشد، جنگ داخلی در اراضی اشغالی، جنگ اعراب و اسرائیل، جنگ با لبنان، اشغال بلندی‌های جولان، اشغال جنوب لبنان، فاجعه صبرا و شتیلا، جنگ‌های متمادی با مردم غزه و … همگی نتایج ورود و حضور دولت-ارتش صهیونیست در منطقه است.
حالا که این شغال پیر هوس بیشه کرده است و به میدان سیاست وارد شد تا با فضاسازی روانی ابتکار عمل را از جمهوری اسلامی بگیرد، نتانیاهو جلوی دوربین آمد تا با دیپلماسی عمومی با مردم ایران ارتباط برقرار کند، همان کاری که اوباما آغازگر داستانش بود.

خواسته نتانیاهو از مردم ایران چیست؟

مهمترین خواسته نتانیاهو برای این کار، ایجاد تقابل میان مردم و مسئولین در ایران بود. مردم از دولت بخواهند تا با اسرائیل ارتباط برقرار کنند و مشکل آب آشامیدنی را حل کند و به همین طریق فشارها از اسرائیل در عرصه جهانی نیز کم شود.
البته این رفتار نتانیاهو خود گواه بر توان سیاست خارجی نظام اسلامی است که عرصه را از جولان صهیونیست‌ها خالی می‌کنند و منطقه را از لوث وجود اشرار خالی کردند. همان کاری که تلاش داشتند تا بنی یانکی در کنار بنی صهیون با بنی سعود، بنی نهیان و … کردند و از شیر نفت غرب آسیا بدوشند و کره‌ای برای بنی الیزابت از ماستش بگیرند.
این نیمی از ماجرا بود، قسمت دیگر داستان در هاآرتص، یدیعوت آحارونوت و … دنبال می‌شد که با عجله خبر مهمی را منتشر کردند، گونن سگو وزیر انرژی، کشاورزی و منابع آبی بازداشت شد. اتهاماتی که به گونن سگو وارد شد، جاسوسی بود. جاسوسی برای ایران که هیچ گاه توسط منابع رسمی و آگاه جمهوری اسلامی نه تایید و نه رد شد.

کمک یا بلوف بزرگ رژیم صهیونیستی

وقتی جرعه آب نتانیاهو را در کنار وزیر منابع آبی‌اش قرار می‌دهید تازه متوجه این بلوف بزرگ رژیم صهیونیستی برای کمک به مردم ایران می‌شوید. اتهاماتی که به گونن سگو وارد شده است همگی خبر از این دارد که تمام اطلاعات، زیرساخت‌ها، منابع انرژی، اّبی و … را به ایران داده است. این خبرها درست یا غلط دلیلی است بر این نکته که نباید فریب بازی‌های رسانه‌ای سیاست‌بازان را خورد و خیال این را نداشت که ملک ری برای عمرسعدها گندمی دارد، چرا که همیشه خرمن یزیدیان برای عمرسعدها نه گندمی دارد و نه جو که شاید خرزهره‌هایش نصیب‌شان شود. همانطور که در دنیای سیاست پندارشان این بود که هیچ خوش بینی و بدبینی وجود ندارد و نهایت آب دهانی است که بر شش سال مذاکرات برجام از سوی طرف آمریکایی ریخته شد و نتیجه این سیاست را با آن فجاحت دادند.
برجام تجربه بزرگی بود که مایه درس عبرت برای همه باید باشد تا دوباره در منجلاب انحطاط تفکر در پیچ تاریخی گرفتار نشویم. همان اتفاقات مهمی که می‌توانست امروز کشور ما را چندین قدم جلوتر از جایی که بودیم، ببرد ولی آینده برای اهل عبرت همواره روشن است، چرا که گذشته را چراغ راه آینده می‌سازد.