پایگاه خبری جاثیه: مصوبه مجلس شورای اسلامی، اقدامی مغایر با آموز­ه­های دینی، قانون اساسی و خلاف امنیت ملی جمهوری اسلامی

در مورخه ۴ بهمن ۱۳۹۶ مجلس شورای اسلامی در اقدامی شتابزده و نسنجیده، لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون مبارزه با جرایم سازمان یافته فراملی موسوم به “کنوانسیون پالرمو” را با ۱۳۲ رأی موافق و۸۰ رأی مخالف و ۱۰ رآی ممتنع تصویب کرد. اقدامی که همانند برخی دیگر از مصوبات مجلس نه تنها زیبنده انقلاب و نظام جمهوری اسلامی نیست بلکه به دلایل مختلف مغایر با اصول ۶و۱۱و۵۶و۱۵۳قانون اساسی و نیز امنیت ملی جمهوری اسلامی است. با نگاهی گذرا به مفاد کنوانسیون پالرمو و نیز آموزه­های دینی و اصول قانون اساسی و نیز مصوبات دوره­های پیشین مجلس شورای اسلامی، این مغایرت و تناقض به خوبی آشکار و هویداست.

در ماده یک “کنوانسیون پالرمو” آمده است: «مقصود از این کنوانسیون، ارتقای همکاری­ها جهت پیشگیری و مبارزه مستمر با جرایم سازمان­یافته فراملی است.»[۱] بندهای دیگر این متن ۴۱ ماده­ای نیز به خوبی نشان می­دهد که اصلی­ترین هدف تعیین شده برای این کنوانسیون، در ظاهر مبارزه با تروریسم از طریق قطع منابع و پشتوانه­های مالی سازمانهای تروریستی است. پدیده­ای که جمهوری اسلامی ایران بزرگترین قربانی آن است اما توسط جبهه استکبار، یعنی نظام سلطه جهانی و صهیونیسم بین­الملل و رژیم­های مرتجع عربی مولد تروریسم، به افکار عمومی دنیا به عنوان بزرگترین حامی تروریسم و عامل بی ثبات کننده منطقه معرفی می­شود. به همین لحاظ ضروری است برای آگاهی بخشی به ملت مسلمان ایران و تبیین ماهیت کنوانسیون مبارزه با جرایم سازمان یافته فراملی به چند نکته اساسی توجه شود.

اول: ملت ایران ملتی است مسلمان و نظام برگرفته از اراده ملی این ملت نیز، نظامی اسلامی و برگرفته از آموزه‌های دینی و قرآنی است. بنابراین ضروری است جمهوری اسلامی ایران در سیاست گذاری‌های داخلی و خارجی خود به آموزه‌های دینی به ویژه قرآن مجید تمسک جوید. حمایت جمهوری اسلامی ایران از مردم مسلمان و مظلوم فلسطین و لبنان و یمن و مبارزه و مقاومت گروه­های مقاومت آنها در برابر اشغالگری رژیم صهیونیستی و تجاوزات آل سعود نیز بخشی از آن می‌باشد. قرآن مجید در آیات متعددی بر حمایت از ملل مظلوم تأکید ورزیده است.[۲]

در سنت نبوی(ص) و ائمه معصومین(ع) نیز سفارش زیادی به این امر شده است؛ چه این که در اسلام، مسئولیت مقابله با تهدید و ارعاب وظیفه‌ای همگانی است که باید یکپارچه، در برابر عوامل تهدید و ارعاب بایستد و از مظلوم دفاع کنند و خصم ظالم باشند. براساس بعضی از روایات پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص)، مسلمانان باید به حل معضلات و گره‌گشایی یکدیگر اهتمام ورزند و در این راستا تلاش کنند؛ وگرنه از زمره مسلمان واقعی خارج هستند. دستور نورانی امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) مبنی بر این که «همواره با خصم ظالم و یار و یاور مظلوم باشید» همواره بر تارک عالم می‌درخشد و بیانگر تعالی اصول حقوقی اسلام و حقانیت این نظام حقوقی می‌باشد.[۳]

دوم: اصول و قوانین نظام و انقلاب اسلامی، به ویژه اصول مصرح قانون اساسی ایران، برگرفته از آموزه‌های دین مبین اسلام است؛ لذا از بدو شکل گیری تاکنون، اهداف خود را منحصر به برپایی حکومت اسلامی در ایران نکرده است؛ بلکه خود را موظف به آزادی و بیداری سایر ملل مظلوم جهان و حمایت از حقوق آنان می‌داند. براساس تحقق عملی حاکمیت ملی، دولت به نمایندگی از تمام افراد مردم، موظف به ایفای «تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان» است. به همین جهت، ضمن آن‌که «موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد.» در اعمال سیاست خارجی «دفاع از همه مسلمانان» را باید وجهه همت خود سازد.[۴]

بر این اساس جمهوری اسلامی ایران، حمایت‌های بی دریغ مادی و معنوی خود را در ـ حد امکانات و شرایط بین‌المللی ـ از ملت‌های مظلوم به عمل آورده است (مانند حمایت از مردم ستمدیده آفریقای جنوبی، از مسلمانان بوسنی ـ هرزگوین، افغانستان، لبنان، فلسطین، یمن و بحرین). تدابیر قانونی برای انواع حمایت‌های مالی، معنوی، تبلیغاتی و…نیز به ویژه در مورد فلسطین، صورت گرفته است.[۵]

این مواضع فرهنگی، سیاسی و اقتصادی، حداکثر حمایتی است که تاکنون جمهوری اسلامی ایران از فلسطینیان آواره و اخراج شده از کشورشان به عمل ‌آورده است.[۶]

سوم: در کنار نکات فوق الذکر نکته دیگری را نیز باید در نظر گرفت و آن توجه به سایر مسئولیت‌های دینی و ملی دولت و نظام اسلامی است. به عبارت دیگر حیطه و گستره وظایف و مسئولیت‌های دولتها، فقط در درون مرزهای آن کشور محدود نمی‌شود؛ بلکه دولتها جهت دستیابی به اهداف خود در سطح داخلی و بین المللی (از قبیل تأمین امنیت و منافع ملی و تحقق آرمان‌های ایدئولوژیک) ناچارند تا محدوده عملکرد و اقدامات خود را به بیرون از مرزهای بین المللی، گسترش داده و در عرصه معادلات و رقابت‌های بین الملل شرکت فعال داشته باشند.

امروزه به دلیل گسترش ارتباطات و تکنولوژی، جهانی شدن اقتصاد و… ـ که مرزهای ملی کشورها را درنوردیده است ـ دیگر نمی‌توان حیطه عملکرد و وظایف دولتها را در محدوده مرزهای آن کشور، تعریف نمود؛ بلکه بر عکس دولتی از توانایی بیشتر در سامان دادن به مسائل داخلی و تأمین امنیت و رفاه در سطح جامعه و تعقیب آرمان‌های ایدئولوژیک خود، بهره‌مندتر است که به صورت فعال، در در مناسبات، معادلات و رقابت‌های بین المللی حضور داشته باشد و در چارچوب اصول سیاست خارجی خویش، نقش مؤثری را در تأثیرگذاری بر تحولات منطقه‌ای و بین المللی ایفا کند و از موقعیت‌ها و فرصت‌های بین‌الملل، به بهترین نحو جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود استفاده نماید. عوامل متعددی در شکل‌گیری سیاست خارجی کشورها مؤثر است که مهم‌ترین آنها عبارت است از:

ارزش‌ها و اعتقادات، ۲- زمینه‌های تاریخی و فرهنگی؛ ۳- ساختار نظام بین‌الملل، ۴- مشکلات و نیازهای داخلی.[۷]

دولتها جهت تحقق اهداف سیاست خارجی خود، از ابزارها و تکنیک‌های گوناگونی بهره می‌گیرند؛ ابزارهایی نظیر دیپلماسی، حربه‌های اقتصادی، نظامی و فرهنگی. استفاده صحیح و به موقع از این تکنیک‌ها، در میزان موفقیت واحدهای سیاسی بسیار مؤثر است.[۸]

درسطح بین‌الملل، سیاست خارجی کشوری موفق تر و از توانایی بیشتری در پیشبرد اهداف بین‌المللی و تـأمین منافع و امنیت ملی خود برخوردارتر است که از توانایی بیشتری در کاربرد تمامی این ابزارها، برخوردار باشد و در موقع نیاز جهت دسترسی به اهداف خود، از آنها بهره گیرد.

براساس مطالب یادشده در خصوص کمک ایران به مقاومت مردم فلسطین و لبنان ، سوریه و یمن و بحرین و حمایت‌های اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی جمهوری اسلامی در حد وسع و توان از ملتهای مسلمان دیگر، نه تنها با منافع و امنیت ملی ما تعارض ندارد؛ بلکه در راستای تأمین منافع ملی ایران به حساب می‌آید؛ زیرا:

اولاً، منافع ملی یک کشور، فقط در مرزهای جغرافیایی آن محدود نمی‌شود. لذا دولتها به میزان هزینه‌هایی که در کشورهای دیگر مبذول می‌دارند، از توان و قدرت تصمیم گیری و تأثیرگذاری بیشتری نیز در آینده آن کشور و معادلات منطقه‌ای برخوردار می‌باشند.

ثانیاً، حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضی و امنیتی ملی کشور ـ که از عناصر کلیدی و حیاتی تشکیل دهنده منافع ملی است ـ نیازمند صرف چنین هزینه‌ها و کمک به ملتهایی است که در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند. واقعیت آن است که مردم مظلوم و مبارز فلسطین، از ما نیز دفاع می‌کنند و ما کمترین وظیفه خود (تدارکات و پشتیبانی) را انجام می‌دهیم. امام خامنه­ای رهبر فرزانه انقلاب، در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فرمودند:

«اگر صهیونیست‌های افزون طلب، گرفتار انتفاضه نبودند، بدون تردید برای سیطره بر مصر و سوریه و لبنان و دیگر کشورهای خاورمیانه وارد عمل می‌شوند.»

هسته‌های مقاومت و نهضت‌های آزادی بخش در سراسر جهان اسلام، به عنوان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت برای جمهوری اسلامی است که ابرقدرت‌ها را ترسانده و موجب بازدارندگی آنها از عملی کردن نیات امپریالیستی آنان می‌گردد و کمک به این مردم مبارز، به معنای استحکام بخشیدن به سنگرهای دفاعی خود است.

آینده نگری و تأمین منافع بلند مدت، خود بهترین دلیل بر انجام چنین اقداماتی است؛ زیرا اهداف سلطه­گرانه توسعه‌طلبانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در غرب آسیا، هرگز به فلسطین محدود نیست؛ بلکه آنان آرزوی سیطره بر جهان اسلام و به­ویژه ام‌القرای آن (جمهوری اسلامی ایران) را در سر می‌پروراند. در این راستا تاکنون نظام سلطه جهانی و صهیونیسم بین­الملل، سیاست­ها و راهبرها و طرح­های متعدد و بسیاری را برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایران و سلطه بر این کشور اتخاذ کرده و به اجرا در آورده­اند اما تاکنون موفق نشده­اند. راهبر پیشنهادی “هنری کیسینجر” معمار سیاست خارجی آمریکا و وزیر خارجه اسبق این کشور در دولت “ریچارد نیکسون” آخرین نمونه آنها تاکنون می­باشد. وی در نشست “چالش­های جهانی و راهبرد امنیتی ایالات متحده” در “کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا” که اخیراً برگزار شد حضور یافت و در بخشی از بیانیه خود اظهار داشت:

«اگر نیروهای غیر داعشی منطقه از جمله ایران شیعه و کشورهای پیشروی سنی توافق دارند که داعش بایستی از بین برود اما مشکل جدید خاورمیانه، نحوه تقسیم کنترل اراضی باز پس گرفته شده از داعش است. اگر پایگاه­های قدرت سابق داعش به اشغال سپاه پاسداران یا شبه نظامیان شیعه تحت فرمان آن در آید کمربند نفوذ ایران از تهران تا بغداد و دمشق و بیروت کشیده  خواهد شد و مدل ایرانی جهادگرایی، جایگزین مدل داعش خواهد شد؛ نتیجه این­ها، احیای امپراطوری ایران است. با در نظر گرفتن این مطلب، اصلی­ترین چالش فعلی منطقه، ایران است. ایران هم از نقطه نظر تاریخی و هم از منظر سیاسی ، همیشه منسجم­ترین کشور منطقه بوده، ایران تنها کشور منطقه است که در دوران کشور گشایی مسلمانان، توانست زبان و فرهنگ تاریخی خود را حفظ کند. تأثیر گذاری این روزهای ایران، ناشی از ظهور این کشور در چشمان رهبران منطقه به عنوان یک کشور در آستانه هسته­ای شدن پس از امضای برجام است، به نظر می­رسد که توافق هسته­ای، مهر تائیدی بر این وضعیت ایران بوده است. نفوذ ایران به لطف راهبر ظریف و تهاجمی رهبرانش، بیشتر و بیشتر شده است. این کشور از یک سو در قالب نظام سازمان ملل و تحت محدودیت­ها و تکالیف این سازمان به عنوان یک کشور دارای حق حاکمیت شناخته می­شود و از سوی دیگر، با شناساندن خود به عنوان قدرتی انقلابی، به نظم جهانی موجود حمله­ور شده است. استفاده از این ظرفیت است که باعث شده نائبان ایران در یمن، لبنان و عراق، دولت­های موجود کشورهای خود را یا تضعیف کنند و یا به ارگان زیر مجموعه خود بدل کنند.

ایالات متحده و متحدانش باید دو کار انجام دهند: اول این­که باید باید با توسعه طلبی هژمونیک ایران مقابله کنند و دوم آنکه به جلوگیری از دسترسی ایران به سلاح هسته­ای، متعهد بمانند. اولین اقدام، شباهت­هایی با نقش آمریکا در هدایت و اتمام جنگ سرد دارد. پس از جنگ جهانی دوم؛ برخی از کشورها که هویت تاریخی داشتند، با شوروی آن روزها که پس از جنگ تقویت شده بود و مملو از ایدئولوژی انقلابی گرایی بود، به مقابله برخاستند. این کشورها تحت رهبری آمریکا، ائتلاف کردند و مرز قابل تحملی برای توسعه­طلبی شوروی ترسیم شد. این اقدام در نهایت به مهار شوروی و مذاکره برای پایان دادن به جنگ سرد منتهی شد.»[۹]

حال، وقتی این راهبرد پیشنهادی کیسینجر را، در کنار مواد و اصول مصرح در “کنوانسیون پالرمو” قرار می­دهیم نقش و تأثیر مخرّب این کنوانسیون بر امنیت و منافع ملی ایران به وضوح قابل استنتاج است. زیرا تعریف جمهوری اسلامی ایران و حتی فرهنگ و قاموس سیاسی جهان از واژگانی همچون: تروریسم، دفاع مشروع و به تبع آنها گروههای تروریستی و گروههای مقاومت کاملاً در تضاد با تعریف نظام سلطه جهانی و متحدان آن است که  خود را جامعه جهانی می­نامند.

به عنوان نمونه، حزب­الله لبنان که پس از اشغال این کشور توسط رژیم صهیونیستی، با هدف آزاد سازی مناطق اشغالی لبنان و بازگرداندن حاکمیت این کشور به مردم آن شکل گرفته است هرچند از نظر ایران و کشورهای مستقل و حتی طبق منشور سازمان ملل متحد، گروهی آزادی بخش، و فعالیت­های نظامی آن علیه دشمن متجاوز و اشغالگر اسرائیلی، “دفاع مشروع” محسوب می­شود؛ اما همین جنبش مقاومت مردمی، از سوی آمریکا و متحدانش که بر “کنوانسیون پالرمو” سلطه دارند و آن­را مدیریت می­کنند، یک گروه تروریستی بنیادگرای شیعی، تعریف و تلقی می­شود. حتی از سوی آنها به­ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی و رژیم آل سعود، این جنبش مردمی انقلابی، به قاچاق مواد مخدر متهم می­گردد.

بدین ترتیب، چون قاچاق مواد مخدر، یک جرم سازمان­ یافته است با همین اتهام می­توانند حزب الله را یک گروه مجرم که سازمان­یافته عمل می­کند معرفی نموده و علیه آن اقدام کنند، آن­هم در شرایطی که جمهوری اسلامی ایران عضو این کنوانسیون است. بر این اساس اگر دولت ایران سکوت کند به معنای پذیرش ادعای مورد نظر نظام سلطه جهانی در مورد حزب­الله است و در عمل تیشه به ریشه امنیت ملی خود زده و منافع ملی ایران را به تاراج گذاشته است. زیرا جمهوری اسلامی ایران نه تنها از حمایت نیروهای مقاومت، امثال: حزب­الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین و انصارالله یمن باید دست بکشد که نتیجه آن قطع بازوان توانمند منطقه­ای ایران و تضعیف محور مقاومت و تقویت محور سلطه و گروههای تروریستی تکفیری و جریانهای مورد حمایت غرب خواهد شد. حتی طبق مفاد این کنوانسیون، دولت ایران باید بودجه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به ویژه نیروی قدس سپاه را – که از نظر آمریکا و رژیم صهیونیستی سازمانهای تروریستی تلقی می­شوند- قطع نماید و پیامد آن چیزی نیست جز این­که خود تحریمی را – که باید تحت نظارت بازرسان کنوانسیون صورت پذیرد تا از انجام آن اطمینان حاصل کنند- برای خود به ارمغان آورده و کشور ایران عملاً با دست­های بسته، آماج عملیات نظامی و حملات ویرانگر گروههای تروریستی تکفیری و تجزیه طلب و حامیان غربی، ائتلاف ارتجاع عربی و عبری قرار خواهد گرفت.

در صورتی نیز که جمهوری اسلامی ایران به بهانه این­که الحاق این کشور به کنوانسیون پالرمو را با قید پنج شرط و یک تبصره پذیرفته و اصطلاحاَ اعلام تحفظ کرده است بخواهد از جنبش­های مقاومت و آزادی­بخش حمایت کند و یا یک رابطه مالی با آنها برقرار کند؛ اولاَ: شروط و اعلام تحفظ ایران از نظر مدیریت حاکم بر  کنوانسیون پالرمو قابل پذیرش نخواهد شد. زیرا «حق تحفظ یا شرط در یک معاهده بین­المللی، فقط هنگامی قابل پذیرش است که با موضوع و هدف معاهده ناسازگار نباشد.» بنابراین وقتی شرط دولت ایران، آن است که تعریف کنوانسیون در باره تروریسم و مصداق گروههای تروریستی را نمی­پذیرد، این شرط، بنابر بند ۳ از ماده ۱۹ کنوانسیون ۱۹۶۹ وین، به زعم مدیریت کنوانسیون با موضوع آن مغایرت دارد و قابل پذیرش نخواهد بود. بر این اساس و با مخالفت حتی یک عضو پالرمو، شروط پنجگانه دولت و مجلس ایران از خاصیت می­افتد و هیچ تأثیری نخواهد داشت و چیزی بیش از یک اعلامیه تفسیری که فاقد اثر و الزام حقوقی است تلقی نخواهد شد. دوماً: حمایت ایران از گروههای مقاومت و حتی برقراری رابطه مالی با آنها، طبق مفاد همین کنوانسیون غیر قانونی و جرم محسوب می­شود و این کشور شامل مقررات FATF و هم مقررات پالرمو می­گردد و تحت فشار قرار خواهد گرفت. حتی آنها می­توانند پا را از این فراتر نهاده و اعزام نیرو توسط جمهوری اسلامی ایران به سوریه برای کمک­های مستشاری را، صدور تروریسم و یک جرم سازمان یافته عنوان کنند و علیه آن وارد عمل شوند.

لذا مایه تأسف است که مجلس شورای اسلامی، دوباره پس از تصویب غیر کارشناسی و عجولانه برجام که بدون توجه به نظرات کارشناسان، به ویژه نظرات کمیته کارشناسی مجلس شورای اسلامی صورت گرفت و  نتیجه آن، بر خلاف شروط مقام معظم رهبری و انتظار مردم و اقوال مسئولان بود، در اقدامی شتابزده و نسنجیده، لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون مبارزه با جرایم سازمان یافته فراملی موسوم به “کنوانسیون پالرمو” را بدون توجه به نکات و ابعاد حقوقی و زوایای آشکار و پنهان آن تصویب کرد و دچار خبطی آشکار، آن هم از نوع شاهکار آن شد.

…و این ماجرا و سریال، از سوی جبهه استکبار در سایه غفلت مسئولان، همچنان ادامه خواهد یافت؛ مگر این­که شورای نگهبان قانون اساسی که تجربه چندین ساله آن در جمهوری اسلامی نشان داده، در بزنگاههای حساس پس از انقلاب، بر اساس تکالیف الهی و آموزه­های دینی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، عمل کرده و گاهی نیز در نقش ناجی انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی، از توطئه­های هدفمند دشمنان انقلاب و امام خمینی و آرمانهای آن ظاهر شده است؛ این بار نیز به دقت، این مصوبه را بررسی نموده و اجازه ندهد که به راحتی، مملکت ما در مقابل دسیسه­های شیطانی و ترفندهای شیادانه دشمان انقلاب و نظام دست بسته بماند.

[۱]– کیهان،۷/۱۱/۱۳۹۶

[۲] – حج(۲۲)، آیه ۴۰و۳۹، شوری(۴۲)، آیه ۴۲و۴۱، نساء(۴)، آیه ۷۵

[۳] – نهج الفصاحه، ش۲۷۱۲

[۴] – قانون اساسی، اصول۶،۱۱،۵۶،۱۵۳

[۵] – قانون حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین مصوب ۱۹/۲/۱۳۶۹ مجلس شورای اسلامی، خطوط اصلی سیاست حمایت از مردم فلسطین را مشخص کرده است.

[۶] – برای آگاهی بیشتر ر. ک. جهان اسلام از دیدگاه امام خمینی، مؤسسه نشر آثار امام خمینی، فلسطین از دیدگاه امام خمینی، مؤسسه نشر آثار امام خمینی.

[۷] – جهت اطلاع بیشتر ر. ک: قوام، عبدالعلی اصول سیاستخارجی و سیاست بین الملل، ص۱۳۵

[۸] – همان، ص ۲۰۶

[۹] – کیهان، ۷/۱۱/۱۳۹۶