مناقشه فلسطین اسرائیل را باید قدیمی‌ترین و مهمترین مناقشه منطقه خاورمیانه در نظر گرفت .این مناقشه فراتر از یک موضوع اسرائیلی فلسطینی، مساله‌ای عربی اسرائیلی و در سطحی بالاتر اسلامی اسرائیلی می‌باشد که تحولات شصت سال اخیر منطقه را از خود متاثر ساخته است. اهمیت مساله فلسطین برای اعراب تا جایی بوده است که برقراری توافق و صلح میان مصر و اسرائیل منجر به اخراج این کشور از اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی شد.
در این میان مواضع کشور عربستان سعودی نسبت به این مناقشه را باید همسو و همراستا با همین مساله تحلیل نمود. عربستان سعودی اگرچه بطور مستقیم در جنگ های اعراب و اسرائیل حضور نداشته است اما  همواره حمایت مالی آن شامل کشورهای درگیر در جنگ با اسرائیل شده است. ملک فهد، صهیونیسم و کمونیسم را دو روی یک سکه می‌خواند که هدف آنها تجزیه و ناامن سازی کشورهای اسلامی می‌باشد. همچنین عربستان سعودی را می‌توان یکی از محورهای مهم تحریم نفتی ۱۹۷۳ به دنبال جنگ یوم الکپور عنوان نمود. عبدالعزیز در ملاقات خود با روزولت در عرشه ناو کوینسی در فوریه ۱۹۴۵، در پاسخ به اظهارنظر روزولت در ارتباط با رنج و محنت یهودیان و نیاز آنها به سرزمین مادری به وی پیشنهاد داده بود که” به آنها و فرزندانشان بهترین قطعات زمین و محل های مسکونی آلمانی را بدهید، کشوری که آنها را سرکوب کرده بود” در واقع عبدالعزیز گفته بود که اگر به یهودی ها در المان و اروپا ظلم شده است باید به آنها در همان جا هم جایی داده شود
اما آنچه موضوع بحث امشب می‌باشد تغییری است که در رفتار و مواضع عربستان سعودی نسبت به اسرائیل و مناقشه اسرائیل فلسطین طی سال‌های اخیر شاهد هستیم. تحت شرایط جدیدی که در منطقه خاورمیانه به دنبال تحولاتی همچون بهار عربی بحران‌های سوریه و عراق ، ظهور داعش و مهمتر از همه توافق هسته‌ای ایران با غرب ایجاد شده است در حال حاضر می‌توان از برقراری نوعی ائتلاف غیر رسمی و همسویی مواضع میان عربستان با اسرائیل سخن به میان آورد.
سقوط دیکتاتورهای عرب به دنبال جنبش‌های اجتماعی موسوم به بهار عربی و تهدیدی که از این منظر می‌توانست متوجه عربستان شود از یک سو و بحران‌های سوریه و ظهور داعش از سوی دیگر نهایتا شرایطی را ایجاد نموده است که تحت آن شرایط عربستان شاهد افزایش حضور و پررنگ شدن نفوذ منطقه‌ای ایران می‌باشد. همچنین توافق هسته‌ای ایران و غرب نیز ضمن حل مهمترین مشکل امنیتی ایران با غرب به عاملی در جهت مشروعیت‌ زایی برای حضور منطقه‌ای ج.ا.ا  تبدیل شده است.
از نظر عربستان توافق هسته‌ای آزادی عمل بیشتری در اختیار ایران برای پیش بردن اهداف خود قرارداده است. از نگاه این کشور توافق هسته‌ای نشانه‌ای از تغییر نگاه آمریکا در قبال ایران و به نوعی انعکاسی از کاهش ضمانت‌های امنیتی در منطقه از سوی آمریکا می‌باشد.به همین خاطر می‌توان اذعان کرد که برجام عاملی برای همسویی و همگرایی عربستان سعودی با اسرائیل می‌باشد.
این همگرایی و همسویی از نظر اینجانب تنها به اقدامات ضد ایرانی همچون حمایت از برنامه های ترامپ برای بازنگری در برجام و یا متقاعدسازی اروپا و جامعه جهانی برای مقابله با برنامه‌های موشکی ایران و یا بالابردن ریسک همکاری دیگر کشورها با ایران محدود نخواهد شد بلکه در نهایت می‌تواند به منظور موازنه سازی در برابر ایران دامنه خود را تا مناقشه اسرائیل – فلسطین نیز گسترش دهد.
بنده در مقاله ای که یکسال پیش نگاشته‌ام به این موضوع اشاره کرده‌ام. بدین صورت که همخوانی منافع میان عربستان و اسرائیل در پرتو تحولات جدید منطقه‌ای قادر خواهد بود این دو را در قاب مشترک خصومت با ایران به سمت یک توافق غیر رسمی یا رسمی و مهیا نمودن شرایط برای برقراری یک توافق فلسطینی- اسرائیلی به منظور تمرکز بیشتر بر ایران به پیش ببرد.
انعکاس چنین ادعایی را می‌توان به خوبی در نوع واکنش و موضع گیری عربستان سعودی نسبت به مساله انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس مشاهده کرد. این واکنش بصورتی بوده است که به نظر می‌رسد می‌توان گفت عربستان سعودی تمایل دارد تا از مناقشه مذکور بستری برای تکمیل رویکرد ضدایرانی خود ایجاد نماید. در واقعیت امر سوق پیدا نمودن مختصات جدید منطقه‌ای تحت تاثیر عوامل گفته شده به سمت تغییر توازن قوای منطقه‌ای به زیان عربستان باعث شکل‌گیری جریان ائتلاف سازی این کشور با قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای به منظور مهار ایران شده است. در این میان اسرائیل به عنوان قدرت منطقه‌ای و ایالات متحده آمریکا پس از برگزیده شدن ترامپ به ریاست جمهوری به عنوان قدرتی فرامنطقه‌ای دوبازیگری هستند که در این ائتلاف سازی مورد توجه عربستان واقع شده اند.
طی سال‌های اخیر شواهدی دال بر شکل‌گیری چنین همکاری و همسویی میان عربستان و اسرائیل وجود داشته است:  نشریه اکونومیست در یادداشتی ضمن اشاره به دیدار مقامات عربستانی و اسرائیل در نشست اندیشکده شورای روابط خارجی امریکا در سال۲۰۱۶ به بررسی وجود منافع مشترک و نزدیکی جهان عرب و اسرائیل بر اساس این منافع پرداخته است. در گزارش مذکور به نقل از مزراحی “رئیس پیشین شورای امنیت ملی اسرائیل” نگرانی از ایران نگرانی مشترک میان اسرائیل و عربستان عنوان شده است. بر اساس آنچه این گزارش نوشته است انور اشکی از مقامات عربستان ، صلح با اسرائیل و تغییر رژیم ایران برای امنیت منطقه را امری ضروری خوانده است. همچنین سلمان انصاری رئیس کمیسیون امور روابط عمومی عربستان و آمریکا در یادداشتی در یکی از روزنامه های آمریکا در سال ۲۰۱۶ اتحاد میان عربستان و اسرائیل را همسو با منافع خاورمیانه بزرگ خوانده است وی عدم وجود اقدامات تحریک آمیز و خصمانه میان عربستان و اسرائیل طی ۷۰ سال  گذشته را عاملی برای تسهیل در اتحاد دوطرف ذکر کرده است.
بدین ترتیب با توجه به آنچه در روابط دوطرف طی سال‌های اخیر شاهد هستیم رویکرد عربستان به مناقشه اسرائیل فلسطین را می‌بایست در چارچوب نگاه این کشور به جایگاه ایران پس از توافق هسته‌ای و بحران‌های سوریه و داعش تحلیل کرد. به نحوی که باید گفت علیرغم برخی سیاست‌های اعلامی از سوی عربستان سعودی در رابطه با اعلام انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس، این کشور به دلیل اتخاذ سیاست مقابله جویانه با نفوذ و قدرت منطقه‌ای ایران متمایل به برقراری نوعی صلح مورد نظر آمریکا و اسرائیل در مناقشه فلسطین می‌باشد.
باید توجه داشت که پروژه تغییرات درونی قدرت در عربستان و تلاش محمد بن سلمان برای فائق آمدن بر برخی مشکلات داخلی همچون انتقال قدرت به خود و انجام برخی اصلاحات اقتصادی و اجتماعی بیش از پیش این کشور را نیازمند همراهی ایالات متحده خواهد کرد که این مساله نیز مسیر موافقت عربستان با طرح مورد نظر ترامپ راجع به اسرائیل را هموارتر خواهد کرد. در واقع در حوزه داخلی انجام اقدامات اصلاحی و ایده بلندپروازانه ۲۰۳۰ و در حوزه منطقه‌ای برنامه‌های این کشور برای مقابله با ایران و قرارگرفتن در جایگاه قدرت هژمون منطقه، این کشور را به شدت نیازمند حمایت‌های ایالات متحده کرده است. از طرفی هم با توجه به واقف بودن آمریکا و اسرائیل به نقش عربستان در میان کشورهای عرب منطقه به نظر می‌رسد که در آینده نزدیک شاهد شکل‌گیری نوعی سیاست مذاکره و فشار از سوی عربستان در رابطه با  کشورهای عرب جهت حل مساله فلسطین مطابق با منافع آمریکا و اسرائیل باشیم.
در پایان باید گفت که رویکرد عربستان به مناقشه فلسطین اسرائیل در شرایط کنونی متاثر از رویکرد تقابل جویانه این کشور در قبال ج.ا.ا می‌باشد. نزد عربستان سعودی موضوع ایران از اولویت بیشتری نسبت به مناقشه فلسطین برخوردار می‌باشد . آنچه اکنون عربستان تهدید علیه خود می‌خواند نه مناقشه مذکور که موضوع برهم خوردن توازن قوا میان خود و ایران می‌باشد. به همین دلیل نیز این پیش بینی وجود دارد که عربستان با توجه به دستاوردهایی که می‌تواند از رهگذر برقراری روابط با اسرائیل و عدم مخالفت با ایده‌های ترامپ در مورد مساله فلسطین کسب نماید در نهایت مناقشه فلسطین را به مبنایی برای دستیابی به اهداف خود در قبال ایران قرار دهد.

 

 

تحریریه مجله ایرانی روابط بین الملل